اول سلام و دوم معذرت از غيبت حدودا يك ماهه![]()
تازه كجاشو ديدين اين غيبت صغرامون بود خبر از غيبت كبري نداريد.![]()
چند روز پيش داشتم مصاحبه چيستا يثربي رو تو مجله رويش مي خوندم.كه همونطور كه ميدونيد نويسنده ي فيلم نامه ي دعوته و براي دعوت خيلي زحمت كشيده تا حدي كه ميشه گفت شناسنامه نوشتن واسه دعوت بي ذكر نام اون بي معنيه.
چند تا نكته داشت اين مصاحبه
1.چيستا دوست داشت بهرام رادان يه نقش تو دعوت بازي كنه كه جور نشد چون بهرام خان ديدن فيلم زيادي زنونه است و نقش جاي كار نداشت.
2.جناب فروتن برخورد بسيار بدي با نويسنده و مسئول انتخاب بازيگر و بازيگردان كار (چيستا يثربي) داشتن.![]()
3.آقاي حاتمي كيا ميشه گفت كمي با قدر ناشناسي برخورد كردن![]()
4.يثربي عاشق فيلم نامه ي اپيزود بهاره![]()
5.پور سرخ و مريلا زارعي از خوندن قصه ها بسيار احساسساتي شدن.![]()
7.يثربي:شريفي نيا و سارا خوئيني ها را من انتخاب نكردم!
8.يثربي:آقاي فروتن خيلي خوشحال شد وقتي كه من از آن گروه رفتم نمي دانم چرا.![]()
![]()
9.هديه تهراني و پور سرخ و پگاه و بيژن امكانيان قرار بود بازي كنند
10. قرار بود گلزار نقش يك آدم 50 ساله را بازي كند بايد او را پير مي كرديم و برايش شكم و لپ و عينك ته استكاني مي گذاشتيم.![]()
همين ديگه
يه قضيه ديگه مصاحبه نيكي كريمي با مشق آفتابه كه يه كم تند و البته به جا بود.
تو اين مصاحبه يه كم از منتقدا گله كردن. و يه نكته جالب خانم كريمي يه وبلاگ خوان حرفه ايي هستن.ايشون يه كم از لحن بد منتقدا گله داشتن.و گفتن:" انتقادکردن وصریح حرف زدن با توهین کردن دو مقوله بسیار متفاوت است"
"به نظرم بدون دلیل سلیقه های شخصی را به عنوان نظر همه بیان کردن ،باعث می شود که سینماگران نسبت به کسی که درسینما قلم می زنند بی اعتنا شوند چرا درایران وقتی سینماگری به پختگی می رسد به جای استفاده از تجربیاتش سعی در حذف او داریم؟"
":چرا هنرمندان را با نقدهای غیر کارشناسانه مورد بی مهری قرار می دهیم که منزوی شوند.علی حاتمی تا زنده بود همیشه مورد انتقاد بود یادم می آید سر فیلم مادر برایش نوشتند که چه فرقی می کند چای را درسماور برقی دم کنیم یا سماور ذغالی.
سر امیر نادری بلایی آوردیم که آنقدراز ما دور شد که انگار از اول هم با مانبود .ناصر تقوایی را خانه نشین کردیم و روزی نیست که به کیارستمی فحش ندهیم .بیضایی هر ده سال یکبار فیلم می سازد؛ خسرو شکیبایی همه چیز را در خودش ریخت و دق کرد و رفت و مسعود کیمیایی هم دیگر نمی تواند خودش باشد.اینهاهمه تبعات نگاه جوانمرگ پسند منتقد است .حالا در مطالبشان مرتب حسرت سینمای هالیوود را می خوردند ولی هیچ وقت نمی نویسند منتقدان در هالیوود کاری می کنند که کلینت ایستوود در ۹۰سالگی احساس زندگی وجوانی می کند.
يه مطلب ديگه هم صاحبه بهداد با رويش
بخشي از مصاحبه بهداد:جايزه اصلا برايم مهم نيست.مهم اين است كه يك حرفه ايي بايد بتواند تحت هر شرايطي كارش را درست انجام دهد كه من هم دارم همين كار را مي كنم.
بهداد با لحن شوخي ميگويد:"
نميدانم جوايز را بر اساس قضاوت يك سري كار شناس مي دهند يا نوبتي است اگر نوبتي است كه فكر مي كنم مدتهاست كه از نوبت من گذشته است اگر هم به كارشناسي داوران مربوط ميشود يا بنده سزاوار نبودم يا بايد در كارشناسي و سليقه داوران شك كرد"
بهداد در ادامه گفت:حتي حرف زدن در مورد چنين سوژه ايي(جايزه)هم زشت است و من كسر شانم مي آيد كه بخواهم بيشتر از اين پيرامون جايزه نگرفتن هايم توضيح بدهم.
اوايل مراسم آقاي احد صادقي آمد و به من گفت"قرار است جايزه مرحوم شكيبايي را تو بدهي" با خودم فكر كردم آيا درست است كه اين جايزه را من بدهم؟خلاصه تو شيش و بش بودم و داشتم بر اين ترديد فايق مي آمدم كه احد دوباره آمد و گفت كه امين تارخ خودش مي خوتهد جايزه را بدهد.
روزي كه كانديدا شدم از خدا خواستم جايزه را نگيرم چون دلم مي خواست كسي اين جايزه را بگيرد كه از بردنش خوشحال تر مي شود و بابك كسي بود كه چنين شرايطي داشتبه همين خاطر از خوشحالي او حس خوبي به من دست داد مخصوصا كه اگر جايزه را مي بردم نمي توانستم به اندازه او خوشحالي كنم..چون ان زماني كه بايد جايزه مي گرفتم نگرفتم.يعني يه جورايي اين قضيه طراوتشو براي من از دست داده.و در آخر گفت در حال حاضر از همه چيز خودم نا راضي ام.
راستي تقريبا ده روز پيش طي يك حركت انتحاري با ماندانا رفتيم اريكه ايرانيان از ساعت 2 تا 8
اول سه زنو دبديم بعد دعوتو و آخر كنعانو همه خوب بودن اما سه زن و بازي خوب پگاه آهنگراني و صابر ابر يه چيز ديگه بود.صابر ابر ديگه با مجري رنگين كمان نوجوانان به اندازه ي ثانيه هاي تلاشش فاصله گرفته .به اندازه ي همه ي شعوري كه داشت واسه پيدا كردن خود بازيگرش از دل اون مجري.به اندازه ي همه ي وقتي كه گذاشت تا هنر بازيگري خوبشو از توي وجودش بيرون بكشه و اين طوري به رخ همه بكشه.
با كارهاي جديدش به همه نشون داد ه لياقت بازي تو سطوح بالا رو داره.تولد سينماييشو تبريك ميگم بهش.
من اگر مسافرت هم نبودم به این جلسه نمیرفتم![]()
مجیدی درباره جلسه كارگردانان با رئیسجمهور گفت: «من اگر مسافرت هم نبودم به این جلسه نمیرفتم، بعد از گذشت سه سالونیم از عمر دولت تازه یادشان آمده كه سینما هم داریم و از كارگردانان خواستند بگویند كه چه لازم داریم.» این كارگردان كه دوشنبه شب در نشست فیلم «آواز گنجشكها» در دانشگاه امام صادق (ع) سخن میگفت با بیان اینكه خمیرمایه انقلاب اسلامی تحت عنوان فرهنگی بود اظهار داشت: فرهنگی در سایر مطالب ما ارجحیت داشت و دستاورد بسیار بزرگی برای ما بود كه باید طی این سالیان از آن محافظت میكردیم و فرهنگ و هنر را سرلوحه كار خودمان قرار میدادیم. مجیدی با طرح این پرسش كه آیا در طول این 30 سالگذشته توانستهایم حتی یك رمان درجهیك كه این انقلاب را به تصویر بكشد، منتشر كنیم، ادامه داد: نه مجلس و نه دولتمردان و نه نهادهایی كه برای تجلی این میراث به وجود آمدهاند نتوانستند كار شاخصی كه در حوزههای مختلف مبین ارزشهای انقلاب اسلامی باشد به وجود بیاورند. این كارگردان با بیان اینكه سینمای امروز به عنوان یكی از تأثیرگذارترین هنر روز در دنیا مطرح است، تصریح كرد: این هنر میتواند ارتباط زیادی برقرار كند و بهرغم همه شعارهایی كه داده شده از ابتدای به وجود آمدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی كل بودجه سینما شاید نزدیك به 200 میلیارد بوده است كه در طول این 30 سال از این رقم حدود 120 تا 130 میلیارد صرف هزینههای جاری از قبیل حقوق و برپایی جشنوارهها شده و بخشی وارد مسائل سختافزاری سینما میشود و باقیمانده كه حدود 50 تا 60 میلیارد است به تولید تزریق شده كه البته آن را هم بعید میدانم، درحالیكه امسال برای ورزش كه من به سرمایهگذاری اصولی آن اعتقاد دارم برای گرفتن یك مدال در المپیك 120 میلیون دلار هزینه شد. وی این مسائل را فاجعه خواند و گفت: دغدغهای كه باید تحت عنوان فرهنگ در كشور باشد نیست، آنچه كه همه ادعا میكنیم اما باید برنامه وجود داشته باشد و حمایت شود.
وی افزود: مگر بستر را رهبر معظم انقلاب سه سال قبل فراهم نكرد؟ در زمانیكه در تلاش بودند سینما را تعطیل كنند و هجمههای زیادی علیه سینما بود ایشان با تدبیری كه اندیشیدند از سینمای ایران تجلیل و سفرهای را پهن كردند، حمایتی كه هیچوقت نشده بود و فرمودند كلید پیشرفت دست سینماگران است، اما الان بعد از گذشت سه سالونیم سینما برای آقایان مهم شده و یادشان افتاده سینمایی هست و به دنبال چارهجویی افتادند.
مجیدی با بیان اینكه دیگر رشتههای هنری محرومتر از سینما هستند گفت: تئاتر كه درحال از بینرفتن است و كتاب و هنرهای تجسمی هم كه تعطیل هستند و سینما نیز كششی برای مردم ندارد كه بخشی به مضامین سطحی آن برمیگردد و مضامین جدیدی مطرح نمیشود.
وی ادامه داد: غیر از آمریكا و هند كه سینما در آنجا صنعتی است، در هیچ كشوری سینما روی پای خودش نایستاده است و در همهجا از هنر و به خصوص سینما حمایت میشود تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. همه دولتها به جریان سینما و همه رشتهها سوبسید میدهند كه این جزو ملزومات یك كشور است، درواقع سینما خوراك روح است و باید به مردم خوراك داد.
پ.ن:اول مرسی از اونایی که خوندن پستو و نظر دادن.و دوم در مورد سه زن منظور من از اینکه سه زن یه چیز دیگه بود این بود که بیشتر از کنعان و دعوت به ما دو تا چسبید و در مورد پگاه می تونم بگم بازیش در مقابل بازی بسیار متوسط خانم کریمی خیلی بهتر بود.
دعوت تو قواره فیلمای گیشه خوب بود و در قواره حاتمی کیا غیر قابل قبول[ناراحت]
اما کنعان :فیلم خوش ساختی با بازیهای تقریبا روان و ایده های جالب .البته احساس می کنم دیالوگا یه کم جای کار بیشتری داشت.و نشانه ها دقیق بودن.
و می رسیم به سه زن که خوب البته به خاطر علاقه به پگاه برام دلچسب بود ولی اگر نمیدونستم کارگردانش کیه باورم نمی شد که این فیلم رو کارگردان "زندان زنان" ساخته باشه.البته یکی از دلایلی که سه زن به من چسبید این بود که موقع دیدن کنعانو و دعوت یه کم خسته بودم.ولی سه زنو تو شرایط بهتری دیدم[لبخند][لبخند]













.jpg)
