داشتم سوار متروی صادقیه می شدم که یه هو در شروع کرد به بسته شدن.
طبق محاسباتم می تونستم بی هیچ مشکلی وارد قطار بشم اما مرده شور محاسباتمو ببرن که اشتباه بود و مچ پام گیر کرد لای در و من با صورت خوردم زمین !!!(اااااااااااااا نخندید سرتون میادها!!!!)
در همین حال برگشتم و دیدم هیچ کس هیچ کاری نمی کنه و ۲ خانم حاضر در مترو فقط یا زهرا یا ابولفضل می گن
که یه هو رابین هود پرید جلو و با دستش در مترو رو باز کرد و منو نجات داد.
از ترس هنگ کرده بودم اصلا نمی تونستم حرف بزنم به قول خانومی که تو مترو بود قرمز قرمز شده بودم![]()
خدا خیرش بده پسره رو داشتم سکته می کردم![]()
![]()
خدا رو شکر کردم که تو قسمت زنونه سوار نشدم و گرنه ....
مرسی رابین هود جان ![]()
کاشکی این پستو بخونی
پس هنوز هم آدمای خوب پیدا میشن![]()
پ.ن:رابین هود لقبی بود که اون خانومه بهش داد
.
راستی اتوبوس قراضه آپ شد .
نمی دونم چرا با اینکه وب سینما و هنر قدمت بیشتری داره ولی من شدیدا عاشق وب اتوبوس قراضه شدم![]()


