تبليغاتX
سینما و هنر

سینما و هنر

 

اینجا چراغی روشن است...


معجزه ‍‍، شايد بهترين دست آويز صدر عاملي بود براي قصه گويي معجزه ايي كه هميشه معنايش اين نيست كه يك نفر از روي ويلچرش بلند شود و بهتر از من و شما راه برود يا دكتري با تعجب به شما بگويد كه"عجيب است اما ديگر اثري از بيماري در بدن شما نمي بينم!!"
گاهي معجزه يك طوطي است،يا اينكه تو حالت خوب باشد!
سكانس اول وقتي قرصها را كنار جامدادي مي بينيم كمي عجيب به نظر مي رسد .اما ارتباط اين دو را وقتي درك مي كنيم كه مي فهميم عطيه همان قدر به داروها اهميت مي دهد كه به جامدادي! كه گويا تنها راه عطيه براي ابراز باورهايش است.
هنوز آنقدرها حرفه ايي نيستم اما چند تجربه به من ثابت كرده كه وقتي قرار است از يك فيلم لذت ببري براي بار اول حرفه ايي تماشايش نكن لطفا!!
البته براي ديدن اين فيلم نتوانستم از اين تجربه استفاده كنم! به جز لذت خالصي كه گمانم همه از ديدن سكانس هتل (زمان خواب) برديم كه متاسفانه چون شديدا غرق آن سكانس بودم هيچ نكته ايي يادم نمي آيد براي تعريف سكانس به جز يك جمله:"همه عالي بودند هم بهداد هم حاتمي هم صدر عاملي هم نورپرداز هم گريمور"
گريم حاتمي خوب بود و فكر مي كنم يكي از دلايلي كه باعث شد فيلم سانتي مانتال نباشد، گريمِِِِ منطقي بود و تاكيد نكردن كارگرادن بر کچلي عطيه!
رابطه اين زن و شوهر خوب به تصوير كشيده شده بود و 2 مورد خيلي خوب يكي درماندگي حميد بعد از رفتن به داروخانه و بغض سمجش  در تاكسي بود و نگاه و جوابهاي كلافه اش به سوالات سر خوشانه راننده تاكسي
و دومي تذكرش به عطيه در بدو ورود به هتل كه :"قوز نكن عزيزم "
البته به نظر من صداي راديو در ابتداي فيلم كمي ناشيانه بود و انگار اصرار داشت به بيننده ثابت كند كه صدايي كه مي شنوي با تصاوير منطبق است !!كه اگر كمي تصاوير نا محسوس تر به صداها پيوند مي خورد احتمالا دلچسب تر بود
مثلا وقتي كه مرد وسط خيابان بر مي گردد و ماشين جذابي(!) كه گذشت را با نگاه تعقيب مي كند از همسرش و فرزندش جا مي ماند !!به نظرم كمي سادگي اين ارتباطات تصاوير و صداي راديو توي ذوق مي زد!!
علاقه ي عطيه به رساندن گمشده ها به يك ماواي امن كه كمي بعد مي فهمد آن ماوا خودش است و كمي بعد تر مي فهمد گمشده خودش است و كوچك بيچاره(كودك گمشده در صحن)
در حقيقت پناهگاهش به نوعي نشان از درماندگي و استيصال عطيه دارد.
و سير تدريجي تولد آن باور سرنوشت ساز كه با داستان طوطي گره خورده و  گويا نطفه ي اين باور را بايد در وجود همان طوطي كوچولوي ضعيفي جست كه نمي تواند به عطيه بفهماند كه احتياج به دستشويي دارد.!!
و البته فكر مي كنم احساس عطيه در مورد كوچك بيچاره چيزي فراتر از احساس قدرت و انسان بودن است!
و تشابه چادر عطيه به چادر مادر طوطي انگار قرار است عشق مادر و فرزندي بين عطيه و طوطي را بيان كند كه باز هم به نظرم نوع احساس متولد شده بين اين دو متفاوت از اين عشق بود و به نوعي عشق و نياز و احساس امنيت بود!!
البته نمي توان از اين فيلم گفت و از تلاش ليلا حاتمي و حامد بهداد و صدر عاملي در جهت لوس نشدن عشق عطيه و حميد نگفت!!

(آناهیتا)


 

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها نشيند به موجي رود گوشه ايي دور و تنها بميرد

درآن گوشه چندان غزل خواند آن شب كه خو در ميان غزلها بميرد

قطاري كه آرام آرام مي رود سوي ايستادن.تصوير محو عطيه در شيشه قطار ،جامدادي،قرص ها،تاريكي،صداي حميد كه سعي دارد او را به خود بياورد همه و همه در سكانس ابتدايي شايد گويا ترين فصل فيلم براي بيان مناسبات عطيه و حميد و حس دروني عطيه است.قويي كه بهت زده گوشه ي دور و تنها ي وجودش را گزيده و ذره ذره به آن نزديكتر مي شود و تا جايي رفيق نا باوري ها و بي تفاوتي ها مي شود كه در ميان زائران ديگر احساس غريبي مي كند يا شايد حسادت!

داستاني كه صدر عاملي برايمان روايت مي كند شايد تلاشي باشد براي شخصيت بصري دادن به باورهاي عميقي كه گاهي همپاي احساسات مهمي چون عشق و اميد و يأس پيش مي آيد و گهگداري پيروز مندانه اقتدارشان را به رخ سرنوشت مي كشند."حالم خوبه ،مي خوام برم زيارت!!"

(ماندانا)

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 16:53  توسط آناهید  | 

 محمدحسين لطيفي كه اين روزها درگير ساخت مجموعه تلويزيوني «نردبام آسمان» است، گفت: با پايان ساخت اين مجموعه در ارديبهشت ماه سال 88 مراحل ساخت جديدترين پروژه سينمايي‌ام را كه مضموني اجتماعي دارد آغاز خواهم كرد.

«محمدحسين لطيفي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس با اعلام اين مطلب افزود: خيلي دوست داشتم در وقفه سه ماهه‌اي كه در حين پروژه «نردبام آسمان» به وجود آمد، جديدترين فيلم سينمايي‌ام را بسازم كه مورد پذيرش دوستان قرار نگرفت.
كارگردان فيلم‌هاي موفقي چون «روز سوم»، «عينك دودي»، «خوابگاه دختران» و «توفيق اجباري» تصريح كرد: فكر مي‌كنم يك كارگردان نيمه‌حرفه‌اي هستم و حرفه خودم را خوب مي‌شناسم. من دوست داشتم از اين وقفه نهايت استفاده را ببرم و از موقعي كه اين اتفاق افتاد، به دوستان گفتم كه وقفه يك‌ماهه نخواهد بود و قطعا مدت زمان طولاني‌تري با وقفه مواجه خواهيم شد و با اين ديدگاه، از آنها خواستم تا اجازه دهند من فيلمم را بسازم اما درخواستم مورد پذيرش قرار نگرفت.
وي در خاتمه با اشاره به مضمون جديدترين فيلم خود اظهار داشت:موضوع جديدترين فيلمم كه هنوز نامي قطعي براي آن انتخاب نكرده‌ام، موضوع كاملا حسي، عاشقانه و اجتماعي است و يك قصه خيلي ساده اما در عين حال احساسي و احتماعي است كه دارم خودم را آماده مي‌كنم بلافاصله پس از پايان ساخت «نردبام آسمان» در ارديبهشت 88، با يك وقفه 15 روزه فيلم خودم را بسازم.
«محمدحسين لطيفي» متولد 1341 تهران است. وي فعاليت هنري خود با نقاشي و مجسمه سازي و به دنبال آن نقاشي متحرك شروع كرد و وارد عرصه فيلمسازي شد. او در بدو راه اندازي مركز سينماي تجربي و نيمه حرفه‌اي توسط محسن مسعودشاهي از اعضاي فعال آن مركز بود و در كنار ساير فعاليت‌هايش در چند مورد مشاوره كارگردان را نيز به عهده داشته است.
در كارنامه هنري لطيفي تاكنون ساخت 6 فيلم موفق «توفيق اجباري»، «روز سوم»، ‌«خوابگاه دختران»، «دختر ايروني»، «عينك دودي»، «سرعت» و مجموعه «صاحبدلان» ديده مي‌شود. .
واقعا جای تحسین داره که لطیفی به خودش میگه نیمه حرفه اییمثل خیلی ها توهم نداره.
امسال سالن‌هاي سينما با قطعي گاز مواجه نخواهند شد

خبرگزاري فارس:محمد‌رضا صابري گفت:امسال در سينماهاي تهران قطعي گاز نداريم.


خسته نباشید که قطعی گاز نداریم.حالا هی بگید ما موفق بودیم.هر چی بدیه مال دولت قبلیه.بعد انقلاب ما این کارو کردیم و اون کارو کردیم.
یه سال زمستون سرد شد زیر بار اداره کشور زاییدین!!!
کتاب قانونو راستی شنیدین بهش ایراد گرفته بودن؟؟گفته بودن این زن مسیحیه که مسلمون شده چرا اخر قصه دوباره مسیحی شده؟؟
البته اینطوری نبوده.فوقش هم که بوده باشه مگه چیه؟؟
یه چند سالی هست همه گیر دادن به اقلیتای بدبخت که آره اینا اونقدر از دست مذهبشون شاکین که فرتی تو محرم و ماه رمضون مسلمون می شن!!
بابا یکی بیاد در مورد این که جوونای مسلمون خودمون هنوز نمی دونن اصول دین دقیقا چیه و ۱۲ امامو بلد نیستن از حفظ بگن فیلم بسازه.
 
پ ن ۱.ببخشید اگه پست خیلی خوبی نیست.
هم من هم ماندانا درس داریم و نمیتونیم اونجور که باید به این وبلاگ بینوا برسیم
پ ن ۲.اتوبوس قراضه آپ شد.
پ ن ۳.دوستان جدید عزیز اینکه واسه دعوت به وبلاگتون نظر خصوصی میذارین تازه مد شده؟؟استدعا داریم واسه یه همچین کامنتایی خصوصی نذارین.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 12:21  توسط آناهید  | 

داشتم سوار متروی صادقیه می شدم که یه هو در شروع کرد به بسته شدن.

طبق محاسباتم می تونستم بی هیچ مشکلی وارد قطار بشم اما مرده شور محاسباتمو ببرن که اشتباه بود و مچ پام گیر کرد لای در و من با صورت خوردم زمین !!!(اااااااااااااا نخندید سرتون میادها!!!!)

در همین حال برگشتم و دیدم هیچ کس هیچ کاری نمی کنه و ۲ خانم حاضر در مترو فقط یا زهرا یا ابولفضل می گن

که یه هو رابین هود پرید جلو و با دستش در مترو رو باز کرد و منو نجات داد.

از ترس هنگ کرده بودم اصلا نمی تونستم حرف بزنم به قول خانومی که تو مترو بود قرمز قرمز شده بودم

خدا خیرش بده پسره رو داشتم سکته می کردم

خدا رو شکر کردم که تو قسمت زنونه سوار نشدم و گرنه ....

مرسی رابین هود جان

کاشکی این پستو بخونی

 پس هنوز هم آدمای خوب پیدا میشن

پ.ن:رابین هود لقبی بود که اون خانومه بهش داد.

 راستی اتوبوس قراضه آپ شد . نمی دونم چرا با اینکه وب سینما و هنر قدمت بیشتری داره ولی من شدیدا عاشق وب اتوبوس قراضه شدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 22:50  توسط آناهید  | 

اول سلام و دوم معذرت از غيبت حدودا يك ماهه

تازه كجاشو ديدين اين غيبت صغرامون بود خبر از غيبت كبري نداريد.

چند روز پيش داشتم مصاحبه چيستا يثربي رو تو مجله رويش مي خوندم.كه همونطور كه ميدونيد نويسنده ي فيلم نامه ي دعوته و براي دعوت خيلي زحمت كشيده تا حدي كه ميشه گفت شناسنامه نوشتن واسه دعوت بي ذكر نام اون بي معنيه.

چند تا نكته داشت اين مصاحبه

1.چيستا دوست داشت بهرام رادان يه نقش تو دعوت بازي كنه كه جور نشد چون بهرام خان ديدن فيلم زيادي زنونه است و نقش جاي كار نداشت.

2.جناب فروتن برخورد بسيار بدي با نويسنده و مسئول انتخاب بازيگر و بازيگردان كار (چيستا يثربي) داشتن.

3.آقاي حاتمي كيا ميشه گفت كمي با قدر ناشناسي برخورد كردن

4.يثربي عاشق فيلم نامه ي اپيزود بهاره

5.پور سرخ و مريلا زارعي از خوندن قصه ها بسيار احساسساتي شدن.

6.يثربي:كتايون رياحي شبي كه قصه را خواند به من sms داد :سالهاا بود كه با قصه اي گريه نكرده بودم و اين قصه مرا چنان به گريه انداخت كه الان نصف شب مي خواهم تشكر كنم.

7.يثربي:شريفي نيا و سارا خوئيني ها را من انتخاب نكردم!

8.يثربي:آقاي فروتن خيلي خوشحال شد وقتي كه من از آن گروه رفتم نمي دانم چرا.

9.هديه تهراني و پور سرخ و پگاه و بيژن امكانيان قرار بود بازي كنند

10. قرار بود گلزار نقش يك آدم 50 ساله را بازي كند بايد او را پير مي كرديم و برايش شكم و لپ و عينك ته استكاني مي گذاشتيم.

همين ديگه

يه قضيه ديگه مصاحبه نيكي كريمي با مشق آفتابه كه يه كم تند و البته به جا بود.

تو اين مصاحبه يه كم از منتقدا گله كردن. و يه نكته جالب خانم كريمي يه وبلاگ خوان حرفه ايي هستن.ايشون يه كم از لحن بد منتقدا گله داشتن.و گفتن:" انتقادکردن وصریح حرف زدن با توهین کردن دو مقوله بسیار متفاوت است"

"به نظرم بدون دلیل سلیقه های شخصی را به عنوان نظر همه بیان کردن ،باعث می شود که سینماگران نسبت به کسی که درسینما قلم می زنند بی اعتنا شوند چرا درایران وقتی سینماگری به پختگی می رسد به جای استفاده از تجربیاتش سعی در حذف او داریم؟"
":چرا هنرمندان را با نقدهای غیر کارشناسانه مورد بی مهری قرار می دهیم که منزوی شوند.علی حاتمی تا زنده بود همیشه مورد انتقاد بود یادم می آید سر فیلم مادر برایش نوشتند که چه فرقی می کند چای را درسماور برقی دم کنیم یا سماور ذغالی
.
سر امیر نادری بلایی آوردیم که آنقدراز ما دور شد که انگار از اول هم با مانبود .ناصر تقوایی را خانه نشین کردیم و روزی نیست که به کیارستمی فحش ندهیم .بیضایی هر ده سال یکبار فیلم می سازد؛ خسرو شکیبایی همه چیز را در خودش ریخت و دق کرد و رفت و مسعود کیمیایی هم دیگر نمی تواند خودش باشد.اینهاهمه تبعات نگاه جوانمرگ پسند منتقد است .حالا در مطالبشان مرتب حسرت سینمای هالیوود را می خوردند ولی هیچ وقت نمی نویسند منتقدان در هالیوود کاری می کنند که کلینت ایستوود در ۹۰سالگی احساس زندگی وجوانی می کند
.
يه مطلب ديگه هم صاحبه بهداد با رويش

بخشي از مصاحبه بهداد:جايزه اصلا برايم مهم نيست.مهم اين است كه يك حرفه ايي بايد بتواند تحت هر شرايطي كارش را درست انجام دهد كه من هم دارم همين كار را مي كنم.

بهداد با لحن شوخي ميگويد:"

نميدانم جوايز را بر اساس قضاوت يك سري كار شناس مي دهند يا نوبتي است اگر نوبتي است كه فكر مي كنم مدتهاست كه از نوبت من گذشته است اگر هم به كارشناسي داوران مربوط ميشود يا بنده سزاوار نبودم يا بايد در كارشناسي و سليقه داوران شك كرد"

بهداد در ادامه گفت:حتي حرف زدن در مورد چنين سوژه ايي(جايزه)هم زشت است و من كسر شانم مي آيد كه بخواهم بيشتر از اين پيرامون جايزه نگرفتن هايم توضيح بدهم.

 

اوايل مراسم آقاي احد صادقي آمد و به من گفت"قرار است جايزه مرحوم شكيبايي را تو بدهي"  با خودم فكر كردم آيا درست است كه اين جايزه را من بدهم؟خلاصه تو شيش و بش بودم و داشتم بر اين ترديد فايق مي آمدم كه احد دوباره آمد و گفت كه امين تارخ خودش مي خوتهد جايزه را بدهد.

روزي كه كانديدا شدم از خدا خواستم جايزه را نگيرم چون دلم مي خواست كسي اين جايزه را بگيرد كه از بردنش خوشحال تر مي شود و بابك كسي بود كه چنين شرايطي داشتبه همين خاطر از خوشحالي او حس خوبي به من دست داد مخصوصا كه اگر جايزه را مي بردم نمي توانستم به اندازه او خوشحالي كنم..چون ان زماني كه بايد جايزه مي گرفتم نگرفتم.يعني يه جورايي اين قضيه طراوتشو براي من از دست داده.و در آخر گفت در حال حاضر از همه چيز خودم نا راضي ام.
راستي تقريبا ده روز پيش طي يك حركت انتحاري با ماندانا رفتيم اريكه ايرانيان از ساعت 2 تا 8

اول سه زنو دبديم بعد دعوتو و آخر كنعانو همه خوب بودن اما سه زن و بازي خوب پگاه آهنگراني و صابر ابر يه چيز ديگه بود.صابر ابر ديگه با مجري رنگين كمان نوجوانان به اندازه ي ثانيه هاي تلاشش فاصله گرفته .به اندازه ي همه ي شعوري كه داشت واسه پيدا كردن خود بازيگرش از دل اون مجري.به اندازه ي همه ي وقتي كه گذاشت تا هنر بازيگري خوبشو از توي وجودش بيرون بكشه و اين طوري به رخ همه بكشه.

با كارهاي جديدش به همه نشون داد ه لياقت بازي تو سطوح بالا رو داره.تولد سينماييشو تبريك ميگم بهش.

من اگر مسافرت هم نبودم به این جلسه نمیرفتم

مجیدی درباره جلسه كارگردانان با رئیس‌جمهور گفت: «من اگر مسافرت هم نبودم به این جلسه نمی‌رفتم، بعد از گذشت سه‌ سال‌ونیم از عمر دولت تازه یادشان آمده كه سینما هم داریم و از كارگردانان خواستند بگویند كه چه لازم داریم.» این كارگردان كه دوشنبه شب در نشست فیلم «آواز گنجشك‌ها» در دانشگاه امام صادق (ع) سخن می‌گفت با بیان اینكه خمیرمایه انقلاب اسلامی تحت عنوان فرهنگی بود اظهار داشت: فرهنگی در سایر مطالب ما ارجحیت داشت و دستاورد بسیار بزرگی برای ما بود كه باید طی این سالیان از آن محافظت می‌كردیم و فرهنگ و هنر را سرلوحه كار خودمان قرار می‌دادیم. مجیدی با طرح این پرسش كه آیا در طول این 30 سال‌گذشته توانسته‌ایم حتی یك رمان درجه‌یك كه این انقلاب را به تصویر بكشد، منتشر كنیم، ادامه داد: نه مجلس و نه دولتمردان و نه نهادهایی كه برای تجلی این میراث به وجود آمده‌اند نتوانستند كار شاخصی كه در حوزه‌های مختلف مبین ارزش‌های انقلاب اسلامی باشد به وجود بیاورند. این كارگردان با بیان اینكه سینمای امروز به عنوان یكی از تأثیرگذارترین هنر روز در دنیا مطرح است، تصریح كرد: این هنر می‌تواند ارتباط زیادی برقرار كند و به‌رغم همه شعارهایی كه داده شده از ابتدای به وجود آمدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی كل بودجه سینما شاید نزدیك به 200 میلیارد بوده است كه در طول این 30 سال از این رقم حدود 120 تا 130 میلیارد صرف هزینه‌های جاری از قبیل حقوق و برپایی جشنواره‌ها شده و بخشی وارد مسائل سخت‌افزاری سینما می‌شود و باقی‌مانده كه حدود 50 تا 60 میلیارد است به تولید تزریق شده كه البته آن را هم بعید می‌دانم، درحالی‌كه امسال برای ورزش كه من به سرمایه‌گذاری اصولی آن اعتقاد دارم برای گرفتن یك مدال در المپیك 120 میلیون دلار هزینه شد. وی این مسائل را فاجعه خواند و گفت: دغدغه‌ای كه باید تحت عنوان فرهنگ در كشور باشد نیست، آنچه كه همه ادعا می‌كنیم اما باید برنامه وجود داشته باشد و حمایت شود.

وی افزود: مگر بستر را رهبر معظم انقلاب سه سال قبل فراهم نكرد؟ در زمانی‌كه در تلاش بودند سینما را تعطیل كنند و هجمه‌های زیادی علیه سینما بود ایشان با تدبیری كه اندیشیدند از سینمای ایران تجلیل و سفره‌ای را پهن كردند، حمایتی كه هیچ‌وقت نشده بود و فرمودند كلید پیشرفت دست سینماگران است، اما الان بعد از گذشت سه‌ سال‌ونیم سینما برای آقایان مهم شده و یادشان افتاده سینمایی هست و به دنبال چاره‌جویی افتادند.
مجیدی با بیان اینكه دیگر رشته‌های هنری محروم‌تر از سینما هستند گفت: تئاتر كه درحال از بین‌رفتن است و كتاب و هنرهای تجسمی هم كه تعطیل هستند و سینما نیز كششی برای مردم ندارد كه بخشی به مضامین سطحی آن برمی‌گردد و مضامین جدیدی مطرح نمی‌شود
.
وی ادامه داد: غیر از آمریكا و هند كه سینما در آنجا صنعتی است، در هیچ كشوری سینما روی پای خودش نایستاده است و در همه‌جا از هنر و به خصوص سینما حمایت می‌شود تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. همه دولت‌ها به جریان سینما و همه رشته‌ها سوبسید می‌دهند كه این جزو ملزومات یك كشور است، درواقع سینما خوراك روح است و باید به مردم خوراك داد.

پ.ن:اول مرسی از اونایی که خوندن پستو و نظر دادن.و دوم در مورد سه زن منظور من از اینکه سه زن یه چیز دیگه بود این بود که بیشتر از کنعان و دعوت به ما دو تا چسبید و در مورد پگاه می تونم بگم بازیش در مقابل بازی بسیار متوسط خانم کریمی خیلی بهتر بود.

دعوت تو قواره فیلمای گیشه خوب بود و در قواره حاتمی کیا غیر قابل قبول[ناراحت]
اما کنعان :فیلم خوش ساختی با بازیهای تقریبا روان و ایده های جالب .البته احساس می کنم دیالوگا یه کم جای کار بیشتری داشت.و نشانه ها دقیق بودن.
و می رسیم به سه زن که خوب البته به خاطر علاقه به پگاه برام دلچسب بود ولی اگر نمیدونستم کارگردانش کیه باورم نمی شد که این فیلم رو کارگردان "زندان زنان" ساخته باشه.البته یکی از دلایلی که سه زن به من چسبید این بود که موقع دیدن کنعانو و دعوت یه کم خسته بودم.ولی سه زنو تو شرایط بهتری دیدم[لبخند][لبخند]

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 11:43  توسط آناهید  | 

                                        آناهیتا و ماندانا

 سلام به همه ی دوستان خوب

 من و ماندانا به خاطر خستگی و همچنین درگیری های درسی تصمیم   گرفتیم که فعلا آپ نکنیم پیشنهاد من حذف وبلاگ بود اما ماندانا خواست که حذف نکنیم که اگه   پشیمون شدیم جای جبران باشه.

  دیگه هر خوبی بدی دیدین حلال کنید .

   برای هاله و هیوا آرزو میکنم که وبلاگشون همیشه بهترین وب طرفداری بهداد عزیز باشه مثل   الان.

  پاشا کماکان با انگیزه ادامه بده.

  مهتاب کنکورشو خوب بده و زودتر برگرده.

  جودی عزیز با نوشته های خوبش به همه احساس خوبی بده.

  باران عزیز تازه کار موفق باشه .

  و همه ی بلاگرا{محمد امیر /منتقد سینما/ابولفضل شکیبا/لادن صحرایی/هادی/محمد رضا/سعید خاتمی/عسل }موفق باشن. ببخشید اگه کسی رو جا انداختم.

  دعا کنین این مدت نامعلوم تعطیلی وب ما خیلی طول نکشه چون دلمون تنگ میشه براتون

  این ۳ تا بوس بالا رو هم یه جور عادلانه بین خودتون تقسیم کنین.

این پست آخری عین وصیت نامه شد

 خدانگهدار

+ نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 16:23  توسط آناهید  | 

فیلم دعوت از فردا روی پرده ی نقره ایی

سخنگوی شورای صنفی نمایش خبر داد

اکران "دعوت" از سوم مهرماه

 

سخنگوی شورای صنفی نمایش از کران عمومی فیلم سینمایی "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا از سوم مهرماه خبر داد.
محمدرضا صابری گفت: ما با استودیو تماس گرفتیم و مطلع شدیم "دعوت" 18 کپی برای اکران عمومی آماده دارد. به همین دلیل این فیلم از فردا چهارشنبه سوم مهرماه در گروه سینمایی آفریقا اکران عمومی خواهد شد.
                                                                                                                                                                                         
 

پیشتر محمد پیرهادی تهیه‌کننده "دعوت" از تعویق یک هفته‌ای اکران فیلم به دلیل آماده نبودن کپی‌های آن خبر داده بود. محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگار فروزنده، نگین صدق گویا و محمدرضا شریفی‌نیا بازیگران "دعوت" هستند.

             

 

                           

                                                                   

مريلا زارعي و مهناز افشار در پوستر فيلم                            

 

به نقل از سایت سی نت

وبلاگ (...وحامد بهداد)
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مهر1387ساعت 19:17  توسط آناهید  | 

                                                            آناهیتا

جایزه ای برای دل ما

جشن خانه سینما هم تمام شد و روسیاهیش به زغال موند .با اینکه بابک حمیدیان انتخاب قابل احترامی بود به نظر می رسه باز هم حق بهداد خورده شد.شاید صبوری راه حل خوبی باشه واسه بهداد. شاید هم جایزه واقعا اونقدر مهم نباشه.اما به هر حال حتی اگه بهداد هم جایزه دلش نخواد ما که دلمون میخواد به هم تبریک بگیم منتخب شدن بازیگر محبوبمونو.دلمون می خواد بره روی سن و خیلی هارو خوشحال کنه.بعضی ها برای سینمای ما سرمایه ان مثل رخشان بنی اعتماد داریوش مهرجویی رضا کیانیان عزت الله انتظامی خسرو شکیبایی علی نصیریان حامد بهداد لیلا حاتمی و... این سرمایه ها به سینما اعتبار میدن بهش روح تزریق می کنن اینا انگیزه می خوان .باید بدونن که قدرشونو می دونیم .که زحمت الکی نمیکشن.اون از خسرو شکیبایی که تا زنده بود اون طور که لایقش بود ازش تقدیر نشد .اون از مهرجویی که این قدر تو این چند سال بی مهری دید .این هم از بهداد که...

یه کم با سرمایه هامون مهربونتر باشیم...

حامد بهداد!!!

                                                        


                                                        ماندانا:

این را همه میدانند...

زل زده ام به میز شلوغ.به خودکار های رنگی.لیوان آبی که یخش ذره ذره آب میشود.به دفتر های روی هم ریخته.به مغزم فشار می آورم که چیزی بنویسم که تکراری نباشد.نگاهم روی کتابی که تازه خریده ام ثابت میماند.اسم کتاب که با رنگ زرد نوشته شده به طرز عجیبی خودنمایی میکند:نیروی تفکر مثبت(اثر دکتر ژوزف مورفی)به خودم میگویم تفکر مثبت تا کی؟تا کجا؟انگار یک نفر که صدایش خیلی شبیه صدای من است پوزخند میزند.

میخواهم بگویم دیشب دوازدهیمن جشن خانه سینما برگزار شد.میدانم که همه میدانن.خسرو شکیبایی مهتاب نصیر پور گوهر خیر اندیش و ...بابک حمیدیان جایزه گرفتند.میدانم که این را همه میدانند.اما میخواهم بگویم این وسط حق یک نفر ناجوانمردانه ضایع شد.آن هم برای چندمین بار!میخواهم بگویم هر چند بازیگران بهتر از او در سینمایمان داریم.اما او هنوز جوان است و در نسل خودش بهترین.میخواهم بگویم او یکی از استعداد های درخشان این سینماست.باید قدرش را بدانیم.این یکی را مطمئن نیستم همه بدانند!!همین که با این همه بازی درخشان هنوز جایزه ای درخور استعداد و هنرنمایی هایش دریافت نکرده گواه حرف من است.نشان به آن نشان که اگر داوران این را میدانستند او دیشب روی سن میرفت.

خوب که فکر میکنم میبینم سطح بازیهایش فراتر از سطح جوایز فستیوال های ایرانی است!باید در سطح بین المللی بدرخشد.دوباره چشمم به کتاب می افتد.امیدوار میشوم چون انگار یک نفر در ذهنم میگوید:نیروی تفکر مثبت دختر جان!انگار یکی که صدایش خیلی شبیه صدای من است با خوشحالی میخندد.

راستی لازم است اسم آن بازیگر را بگویم؟ نه!این یکی را همه میدانند...

 

 
عکسها از وبلاگ خیلی دور خیلی نزدیک
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 12:42  توسط آناهید  | 

 

 اسامي نامزدهاي جشن بزرگ سينما در آخرین ساعات جمعه شب 22 شهریور اعلام شد.
فیلمهای "خاک آشنا" (بهمن فرمان آرا) و "فرزند خاک" (محمدعلی آهنگر) با دوازده نامزدی در صدر قرار گرفتند و "دعوت" (ابراهیم حاتمی کیا) با ده نامزدی در رده سوم قرار گرفت. رده بندی فیلمها بر اساس تعداد نامزدی به صورت زیر می باشد:
1 - خاک آشنا (بهمن فرمان آرا)، فرزند خاک (محمدعلی آهنگر) / 12 نامزدی
2 - دعوت (ابراهیم حاتمی کیا) / 10 نامزدی
3 - کتاب قانون (مازیار میری) / 7 نامزدی
4 - صد سال به این سالها (سامان مقدم) / 5 نامزدی
5 - خواب لیلا (مهرداد میرفلاح) / 4 نامزدی
6 - دیوار (محمدعلی طالبی)، در میان ابرها (علی وزیریان) / 3 نامزدی
7 - باد در علفزار می پیچد (خسرو معصومی)، به همین سادگی (رضا میرکریمی)، دایره زنگی (پریسا بخت آور)، آتش سبز (محمدرضا اصلانی)، آن مرد آمد، ستاره می شود (فریدون جیرانی) / 2 نامزدی

لیست کامل کاندیداها:

بهترين فيلم

1- باد در علفزار مي‌پيچد

2- دعوت

3- ديوار


4- خاك آشنا


5- فرزند خاك

 



بهترين كارگرداني
1- رضا ميركريمي (به همين سادگي)
2- ابراهيم حاتمي‌كيا (دعوت)
3- محمدعلي طالبي (ديوار)
4- بهمن فرمان‌آرا (خاك آشنا)
5- محمدعلي‌آهنگر (فرزند خاك)

بهترين فيلمنامه
1- رضا ميركريمي - شادمهر راستين (به همين سادگي)
2- ابراهيم حاتمي‌كيا - چيستا يثربي (دعوت)
3- اصغر فرهادي (دايره زنگي)
4- بهمن فرمان‌آرا (خاك آشنا)

5- محمدعلي آهنگر - محمدرضا گوهري (فرزند خاك)

بهترين فيلمبرداري
1- مرتضي پورصمدي (آتش سبز)
2- محمود كلاري (خاك آشنا)
3- تورج منصوري (دعوت)
4- عليرضا زرين‌دست (فرزند خاك)
5- محمود كلاري (صدسال به اين سال‌ها)

بهترين بازيگر نقش مكمل زن
1- نگار جواهريان (كتاب قانون)
2- نیکو خردمند (خاك آشنا)
3- فريده سپاه‌منصور (كتاب قانون)
4- مهتاب نصيرپور (فرزند خاك)
5- رويا نونهالي (خاك آشنا)

بهترين چهره‌پردازي
1- مهرداد ميركياني (خاك آشنا)
2- مهرداد ميركياني (در ميان ابرها)
3- مهين نويدي (دعوت)
4- محسن بابايي (فرزند خاك)
5- مهين نويدي (صدسال به اين سال‌ها)

بهترين جلوه‌هاي ويژه بصري
1- علاالدين پژهان (آن مرد آمد)
2- امير سحرخيز (خواب ليلا)

بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني
1- جواد شريفي (آن مرد آمد)
2- محسن روزبهاني (خواب ليلا)
3- داود رسوليان (فرزند خاك)

بهترين تدوين
1- عباس گنجوي (خاك آشنا)
2- حسن حسندوست (ديوار)
3- مهدي حسيني‌وند (فرزند خاك)
4- محمدرضا مؤيني (كتاب قانون)
5- محمدرضا مؤيني (صدسال به اين سال‌ها)

بهترين بازيگر نقش اول مرد
1- صابر ابر (دايره زنگي)
2- عزت‌الله انتظامي (ستاره مي‌شود)
3- پرويز پرستويي (كتاب قانون)
4- علي شادمان (زماني براي دوست داشتن)
5- خسرو شكيبايي (ستاره بود)

بهترين بازيگر نقش اول زن
1- دارين حمسه (كتاب قانون)
2- گوهر خيرانديش (دعوت)
3- مريلا زارعي (دعوت)
4- الناز شاكردوست (در ميان ابرها)
5- فاطمه معتمد‌آريا (صدسال به اين سال‌ها)

بهترين صدابرداري
1- احمد صالحي (باد در علفزارها مي‌پيچد)
2- حسن زاهدي (خاك آشنا)
3- حسين بشاش (در ميان ابرها)
4- مهران ملكوتي (دعوت)
5- عباس رستگارپور (فرزند خاك)

بهترين صداگذاري و ميكس
1- رضا دلپاك - رضا نريمي‌زاده (خاك آشنا)
2- مسعود بهنام (خواب ليلا)
3- محسن روشن (دعوت)
4- محمود موسوي‌نژاد (ستاره مي‌شود)
5- عليرضا علويان (صدسال به اين سال‌ها)
6- محمودموسوي‌نژاد (فرزند خاك)

بهترين طراحي صحنه و لباس
1- ژيلا مهرجويي - شعله نواب تهراني (آتش سبز)
2- ايرج رامين‌فر (پرچم‌هاي قلعه كاوه)
3- فرهاد ويلكيجي (خاك آشنا)
4- ايرج رامين‌فر (خواب ليلا)
5- عباس بلوندي (فرزند خاك)

بهترين موسيقي متن
1- كارن همايون‌فر (خاك آشنا)
2- محمدرضا عليقلي (دعوت)
3- آريا عظيمي‌نژاد (فرزند خاك)
4- محمدرضا عليقلي (كتاب قانون)
5- كارن همايون‌فر (صدسال به اين سال‌ها)

بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
1- امير آقايي (زن دوم)
2- حامد بهداد (حس پنهان)
3- بابك حميديان (ريسمان باز)
4- داود فتحعلي بيگي (كتاب قانون)
5- رضا كيانيان (هميشه پاي يك زن در ميان است)

دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران ساعت 21 دوشنبه 25 شهريور با حضور اعضاي جامعه اصناف سينمايي، اهالي و علاقه‌مندان سينما، چهره‌هاي شاخص فرهنگي هنري و تني از مسؤولان در فضاي باز برج ميلاد (حدفاصل ساختمان مركز همايش و برج ميلاد) با مساحت 7 هزار متر مربع برپا خواهد شد.
اجراي موسيقي، برپايي مراسم آتش بازي و برنامه ويژه تولد امام حسن مجتبي(ع) از بخش‌هاي مهم اين مراسم به شمار مي‌آيد ضمن اين كه امسال نيز از چهر‌ه‌هاي شاخص سينماي ايران، براي اجراي بخش‌هاي مختلف مراسم و ايراد سخن درباره جشن سينما دعوت شده است.

اسامی فیلمهای شرکت کننده در جشن دوازدهم:
«آتش سبز» محمدرضا اصلاني ، «آن مرد آمد» حبيب‌الله بهمني، «آن‌جا» عبدالرضا كاهاني،«انتهاي زمين» ابوالفضل صفاري، «باد در علفزار مي‌پيچد» خسرو معصومي، «پرچم‌هاي قلعه كاوه» محمد نوري‌زاد، «پسران آجری» مجید قاری زاده، «پوست موز» علي عطشاني ، «تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» بهنام بهزادي، «جعبه موسيقي» فرزاد موتمن، «چراغي در مه» پناه برخدا رضايي، «حس پنهان» مصطفي رزاق‌كريمي، «حقيقت گمشده» محمد احمدي، «خاك آشنا» بهمن فرمان آرا، «خاك سرد» رضا سبحاني،«خواب زمستاني» سيامك شايقي،«خواب ليلا» مهرداد میرفلاح، «دايره زنگي» پريسا بخت‌آور، «در شهر خبري هست نيست» رضا خطيبي، «در ميان ابرها» روح‌الله حجازي، «دعوت» ابراهيم حاتمي‌كيا، «دل شكسته» علي رويين‌تن، «ده رقمي» همايون اسعديان، «ديوار» محمدعلي طالبي، «ريسمان باز» مهرشاد كارخاني، «زماني براي دوست‌داشتن» ابراهيم فروزش، «زن دوم» سيروس الوند، «زن‌ها فرشته‌اند» شهرام شاه‌حسيني، «ستايش» محمدرضا رحماني، «سربلند» سعيد تهراني، «سرگيجه» محمد زرين‌دست، «سه زن» منيژه حكمت، «سهم گمشده»، «عاشق» افشين شركت، «غيرمنتظره» محمد هادي كريمي، «فرزند خاك» محمدعلي باش‌آهنگر، «قرنطينه» منوچهر هادي، «قند تلخ»، «كنعان» ماني حقيقي، «مانا» عليرضا رزازي‌فر، «محافظ»، «محاكمه» ايرج قادري، «محيا» اكبر خواجويي، «مصائب دوشيزه» مسعود اطيابي، «موش» شاهد احمدلو، «مهمان» سعيد اسدي، «هدف اصلي» قدرت الله صلح ميرزايي، «هم‌خانه» مهرداد فريد و «هميشه پاي يك زن در ميان است» كمال تبريزي از جمله فيلم‌هايي هستند كه طي اين مدت براي داوران به نمايش درآمدند.

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 14:47  توسط آناهید  | 

 

  

چهل روز از پرواز تو گذشت...

چه زود رفتی چه حیف.چشمان عمیقی که مثل گفته هایت اقتدار داشت.تا به من بفهماند که گشتاسب در خطاهایش حل  شده و راهی  جز ادامه ندارد.که هامون پر از سردرگمی شده اما عاشق مانده و هوس ابراهیمی شدن کرد ه بلکه درد هایش را دور بیندازد.

باور نمیکنم که خاک بیش از ما لیاقت لبخند پر از درد تو را داشت.پرواز ناگهانی ات را باور نمیکنم.

اناهیتا


 سلام عمو خسروي نازنين

ميدونم هنوز اونقدر بزرگ نشدم كه بتونم بگم يادش بخير.

نميدونم اولين باري كه ديدمت توي كاكتوس بود يا خانه سبز.هر وقت ديالوگ ميگفتي مامان ميگفت:"من عاشق صداي شكيبايي ام!"نميدونم حسودي يا چه احساس ديگه اي بود كه باعث ميشد سعي كنم صداتو تقليد كنم.ولي هرچي بود احساس خوبي بود.فكرشو بكن يه دختر كوچولوي6-5 ساله مصمم كه ميخواد اداي يه مرد ميانسال رو در بياره!

نميخوام انشا بنويسم ولي الان 40 روزه كه حسرت اون روزا رو ميخورم. آرزو ميكنم اي كاش ميشد هنوز6-5 ساله بودم.تو هنوز توي تلويزيون بازي ميكردي مامان همش ميگفت "من عاشق صداي شكيبايي ام!"منم هي حسودي ميكردم به خيال خودم صداتو تقليد ميكردم و هرگز فكر نميكردم كه يه روزي بايد خاطره اون روزا رو با حسرت تعريف كنم .كاش...

ماندانا

عکس:ایسنا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 22:21  توسط آناهید  | 

آناهید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام

پنج شنبه  ۱۷ مرداد روزی بود که قرار بود با اکران فیلم هامون در فرهنگسرای دختران یاد خسروی عزیز زنده شود.اما مراسم بر خلاف انتظار من بسیار پیش پا افتاده و ضعیف برگزار شد .مراسم قرار بود ساعت ۲۰:۳۰ برگزار شود که با تاخیر زیاد و بدقولی عجیب مهمانان ساعت ۲۱:۱۵ آغاز شد و جالب اینکه مهمانان هنوز تشریف نیاورده بودند.فیلم شروع شد و مهمانان ساعت ۲۳ تشریف آوردند!!!این مهمانان عالیقدر آقایان جمشید جم بهروز بقایی و خانم مهرانه مهین ترابی بودند که بد قولی خانم پوران درخشنده هم قابل توجه بود.اول جلسه شعری از شمس لنگرودی که به مناسبت درگذشت استاد شکیبایی سروده شده بود در نهایت ناشی گری توسط مجری مراسم خوانده شد.و بعد از اون نوبت خانم مهین ترابی بود که صحبت کنه و شگفت انگیز بود که ایشون دقیقا نمی دونست باید در مورد چی صحبت کنه!! آقای بقایی در تصمیم خارق العاده ای سعی در مفرح کردن مراسم داشت و آقای جم هم فرصت رو برای گله گذاری ازمرحوم شکیبایی  مغتنم شمرد و اگر در حین صحبت این عزیزان نگاهی به خانم مهین ترابی می انداختید متوجه ایما و اشاره های پی در پی ایشون به مسئول فرهنگی هنری جهت ترتیب اثر دادن به خلاصی هر چه زودتر ایشون از مراسم میشدید!خوشبختانه خیلی زود به آرزوشون رسیدن و بعد از ۲۰ دقیقه حضور افتخار آمیز!!!!!تشریف بردن.خالی از لطف نیست اگه بدونین تعداد زیادی از حضار بلافاصله بعد از رفتن ایشون از سالن خارج شدن!!!جالبترین بخش مراسم ادعای صادقانه خانم صندلی جلویی مبنی بر بسیار ضایع بودن فیلم هامون بود و ترجیح داد به صورت تلفنی دستور آماده کردن شامو به کسی که پشت خط بود بده نه اینکه به فیلم ضایعی مثل هامون فکر کنه!!!

                                 هامون

ماندانا

بارها از خودم پرسيده ام ديدن فيلمي مثل هامون بر پرده سينما چه لذتي داشته ؟! حسرت خورده ام و حسادت كرده ام به حال كساني كه آن سال ها در صف هاي طويل سينما ايستاده اند و براي اولين بار روي پرده عريض سينما با پديده اي مثل هامون آشنا شده اند.

سه روز پيش 17 مرداد وقتي به خودم آمدم ديدم روي صندلي هاي فرهنگسرا نشسته ام براي ديدن هامون در سينما. توي دلم قند آب شد.

دختر كوچكي جلو آمد و كاغذي كه عكس خسرو شكيبايي روي آن بود و بين همه پخش ميكرد به دستم داد.از خودم پرسيدم: ديدن هامون در سينما به چه قيمتي؟!

لبخندم محو شد...

اواسط فيلم است. صندلي دو تا خانمي كه تا چند دقيقه پيش كنارمان نشسته بودند خالي شده.دختر كوچولوي 6-5 ساله اي كه پشت سرمان نشسته بود و از زمان آغاز فيلم با بلند ترين صدايي كه ميتوانست فيلم را نقد ميكرد به مدد نگاه پر ابهت اناهيتا در تاريكي سينما ساكت شده.

حالا نوبت بزگ تر ها است.كه اي كاش ميشد بزرگتر ها را هم با نگاه ترساند. ناگهان ضربه محكمي از پشت به سرم خورد.اول فكر كردم همان دختر كوچولو است.اما در كمال تعجب با مردي روبرو شدم كه در سالن انتظار حدس زده بودم منتقد است.مرد با خيال راحت در حالي كه براي خرين آبميوه بيرون ميرفت و سرش را مثل ... هيچي! سرش را انداخته بود پايين ضربه ي ناخواسته اي هم با تنه اش به سر بنده عنايت فرمود.بدون كوچكترين عذر خواهي ! تا آمدم اعتراض كنم به سرعت از محل دور شد.

يك سر بريده روي زمين افتاده و دارد با لحن محزوني آواز ميخواند.بچه ها ديگر سر و صدا نميكنند.پسر كوچكي كه جلويم نشسته روي صندلي ميخكوب شده. صداي وحشت زده دختر كوچولو بالاخره در مي آيد:مامان من امشب خوابم نميبره!

حميد هامون روي زمين نشسته.از دستش خون ميرود و بيحال شده.يكي از صحنه هايي كه هر بار بعد از ديدنش بغض ميكنم.مردم كه تا حالا حتي در سكانس هاي خنده دار(البته براي مخاطب ايراني!)ساكت بوده اند يواشكي دارند ميخندند.كه البته اين خنده زير زيركي كم كم دارد به خنده هاي بلند بلند(!)تبديل ميشود.

برق ها روشن ميشود.مهمانان روي سن ميروند.جلسه جلسه ياد بود است.حتي دختر كوچولوي 6-5 ساله پشت سرم _كه حالا صندلي اش خالي شده_ هم ميداند كه در چنين مراسمي چگونه بايد رفتار كند.اما ظاهرا خانم كوچولو هاي 35-30ساله ي چادري روبرويي ام با سر و وضع اداري هنوز...

خانم كوچولو ها با هم پچ پچ ميكنند و ناگهان ميزنند زير خنده ! در حالي كه سالن ساكت ساكت است.

نحوه برگزاري مراسم هم كه...در يادداشت بالا ملاحظه شد!

                                      

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 0:8  توسط آناهید  | 

مرسی از همه دوستانی که تو تولد من شرکت کردن ولی ماندانا اون قدر زحمت جشنو کشیده بود چرا یه کادو نیاورده بودین فقط اومدین مهمونی؟؟؟(شوخی!!!)

تو این مدت چند تا اتفاق افتاده که باید عرض کنم خدمتتون

۱.ماندانا خانوم وارد جمع ما شدن(خوش اومدی ماندانا جان)

۲.من یک سال کهن تر (همون پیر تر ) شدم

۳.وبلاگ بچه دار( ببخشیدیعنی گالری دار!!) شده

البته بچمون الان کوچیکه بیشتر از این عکس توش جا نشد بذارید از مرحله شیر خوارگی بیاد بیرون هی عکس می چپونیم توش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 21:7  توسط آناهید  | 

 

از جشنواره ی فجر و سنگ اندازی در قرار دادن سنتوری در جدول اکران بگیریدتا مثلا تعویق!!!در اکران عمومی فیلم واقعا این همه سنگ اندازی و ممانعت واسه چیه؟؟برای بودن صدای یکی از خواننده های خوب روی فیلم؟؟؟مشکلتون محسن چاوشی بود؟؟یعنی اینقدر ما ضد هنر شدیم که این طوری هنرمندان کشورمونو سرکوب کنیم؟؟؟؟؟؟به خاطر قضیه مواد مخدر و بد آموزی اکران نشد که حاضرم قسم بخورم استفاده از انواع مواد مخدر رو مثل یک معتاد حرفه ای از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران یاد گرفتم بنده!!!(برای تدریس خصوصی با کمترین هزینه در خدمت میباشم)بابا رک و راست بشینید دردتونو بگید چتونه آخه که جز و بلاله میزنید این فیلمو از صحنه روزگار محو کنید خیالتون راحت 10 سالم که اکرانو عقب بندازید ما یادمون نمیره این فیلمو و اینکه قراره یه روزی اکران بشه البته اگه زورتون از ما بیشتر باشه و ما بذاریم تا 10 سال دیگه این فیلم اکران نشده بمونه..این وسط باید به داریوش مهرجویی و همه عوامل فیلم تبریک بگیم برای تهیه همچین فیلمی که به شدت بعضی هارو ترسونده.یه خبر از یه جایی شنیدم که میترسم اگه بگم در وبلاگم تخته شه اما در همین حد بدونید که تعویق اکران سنتوری یه جورایی به فیلم اخراجی ها ربط داره.!!!

بی انصافا داریوش مهرجویی که شمارو خوب میشناخت و گفته بود اگه می خواین در طول سال به سنتوری مجوز ندین و اگه قراره سرنوشتش مثل آفساید جعفر پناهی بشه همون بهتر که تو جشنواره هم نیاد!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 23:6  توسط آناهید  | 

پاداش سكوت  مازيار ميري -در میان جنجالهای اخیر به خاطر مسائل به وجود آمده در اکران سنتوری- تقریبا بی سر و صدابا نمايش در هشت سينما از سوم مرداد ماه سال جاري در تهران به نمايش درمي‌آيد.
ميري درباره‌ي تغييرات فيلم نسبت به كپي جشنواره‌ي فيلم فجر پيش از اين به ايسنا گفته بود: براي اكران عمومي تغييراتي در مونتاژ داشته‌ايم و يازده دقيقه‌ي فيلم كم شده است.

اين فيلم با سرگروهي سينما فرهنگ نمايش خود را آغاز مي‌كند.

«
پاداش سكوت » سومين ساخته‌ي سينمايي مازيار ميري است كه پيش از اين «قطعه ناتمام» و «به‌آهستگي» را ساخته است.

اين فيلم با فيلم‌نامه‌ي از فرهاد توحيدي در خلاصه داستانش آمده است: « خيلي‌ها به‌خاطر ما شهيد شده‌اند تا ما زندگي کنيم. غير از اسم تابلوي کوچه‌تون‌ چند تا ديگه‌از اون آدم‌ها را بخاطر داريد؟ يحيي يه‌دونه از اون اسمهاست ... »

در اين فيلم پرويز پرستويي، رضا کيانيان، جعفر والي، فرهاد اصلاني، مهتاب کرامتي، مهدي صفوي به ايفا نقش مي‌پردازند. منبع: ایسنا

.به بهانه اکران این فیلم نکاتی در مورد بازیگر توانای سینمای ایران آماده کردم که قسمت اولش اطلاعاتی بود که خودم راجع به ایشون جمع آوری کردم و قسمت دوم رو از اینترنت گرفتم براتون با یه کم ویرایش.

واسه خوندن قسمت دوم برید تو ادامه مطلب.

قسمت اول.

 

پرویز پرستویی در فیلم هایی مثل((آب وآنتش)) و((دیوانه ای از قفس پرید)) بازی کرد که با وجود بازی خوبش بازی اش بسیار تحت تاثیر همبازیان خود قرار گرفت و چندان دیده نشد به همین دلیل در سیاستی که جدیدا دنبال میکند به فیلمنامه هایی جواب مثبت میدهد که در کنار کیفیت و ارزندگی در آنها نقش مقابل مرد چندان پررنگ نباشد !مثل ((مارمولک)) ((بید مجنون)) ((به نام پدر)) ((پاداش سکوت)) ((صد سال به این سالها)) و...البته این تنها حدسی است در مورد انتخابهای اخیر پرستویی که چندان قابل اطمینان نیست!

بازیگر توانای ایرانی که در فیلم ((زاد و بوم)) ابولحسن داوودی نیز بازی میکند از پیوستن استاد انتظامی به این پروژه اظهار شادمانی کرده است.این دو بازیگر محبوب و با تجربه پیش از این در فیلم ((دیوانه ای از قفس پرید)) ساخته احمد رضا معتمدی همبازی بوده اند.نقش استاد عزت الله انتظامی در این پروژه با وجود کوتاهی آن بسیار تاثیر گذار است.گویا در فیلم(( زاد و بوم)) بازیگران مطرح دیگری چون بهرام رادان و گلشیفته فراهانی نیز ایفای نقش می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 15:23  توسط آناهید  | 

سلام

با اینکه مصمم شده بودم تا اطلاع ثانوی نه آپم (به خاطر کنکور دانشگاه آزاد)

اما از اونجایی که مصمم شدن کیلو چنده ؟؟؟ دوباره آپ کردم.

این مسعود کیمیایی عزیز هم شده سوژه این روزا هر کی میخواد فیلم بسازه از مسعود کیمیایی میسازه !بعد از فیلم ((آقای کیمیایی)) از امیر قادری حالا نوبت عکاس فیلم رئیس- آخرین کار آقای کیمیاییه. خانم المیرا مقدم هم دست به کار شده و داره در وصف کارگردان بزرگ سینمای ایران فیلم میسازه اسمشم ((به شرط عشق))ه .

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 تیر1386ساعت 23:23  توسط آناهید  | 

سلام

شاید یه چند روزی آپ نکنم.۷ تیر امتحان دارم بازخدایا یکی به داد من برسه با این امتحانا تا میام نفس بکشم باید برم امتحان بدم.قبل از این وداع دردناک یه خبر قدیمی بهتون میدم که حالتون گرفته شه (مثل من!).

 

۸۰ درصد از فيلمبرداري فيلم «ديوار»پايان يافته است و گروه فيلمبرداري صحنه‌هاي بدلكاري در دیوار مرگ را به پایان رساندند.

 

كيارش يشايايي مجري طرح اين فيلم گفت: بقيه مراحل فيلمبرداري اين فيلم در ديوار مرگ مي‌گذرد و طبق پيش‌بيني‌هاي انجام شده، بين پانزده تا بيستم تير ماه، فيلمبرداري اين فيلم به پايان خواهد رسيد.
«ديوار» جديدترين توليد شركت پخشيران است كه در چهلمين سال تاسيس اين شركت و به دنبال دور جديد فعاليت‌هاي پخشيران در سال هشتاد و شش ساخته شده است.
عوامل فيلم «ديوار»عبارتند از:
فيلمنامه: محمدعلي طالبي، كارگردان: محمدعلي طالبي، دستيار اول كارگردان: حسين فلاح، دستيار دوم كارگردان: شكوفا كريمي نائيني، برنامه ريز: مجتبي خادم زاده، عليرضا طالبي، منشي صحنه: ندا آصف، مدير فيلمبرداري: حسين جعفريان، گروه فيلمبرداري: عليرضا برازنده، عليرضا قاضي، محمد كاظم داوطلب، علي رمضاني، شاهرخ رمضاني، مدير صدابرداري: بهمن اردلان، گروه صدابرداري: بابك اردلان، اميرعاشق حسيني، عكاس: ميترا محاسني، فيلمبردار پشت صحنه: آرش طالبي، طراح گريم: عبدالله اسكندري، اجراي گريم: بابك اسكندري، يارا اسكندري، طراح صحنه و لباس: سعيد آهنگراني، همكاران صحنه و لباس: مهيار اسمعيلي پور، الهام محمدي، بازيگران: گلشيفته فراهاني، محمد كاسبي، مهرداد صديقيان، آزيتا حاجيان، معصومه ميرحسيني، منوچهر آذري، ابراهيم آبادي، فرحناز منافي ظاهر، بدلكاران: محمد لطفي، كريم كياني، مجريان ديوار مرگ: محمد مرادي، سعيد مطوري، مجري طرح: كيارش يشايايي، مدير توليد: محمد علينقي كني، مدير تداركات: عليرضا احمدي كيا، دستياران تداركات و حمل و نقل: اصغر جبارپور، ناصر دانايي، سليمان جمشيدي، جواد شمس، حسن سياح، اصغر احدي، رجبعلي بهرامي، سينه‌موبيل:‌ابراهيم عرب، تهيه‌كننده: هارون يشايايي، محصول شركت پخشيران.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 14:15  توسط آناهید  | 

دیروز ۳۱/۳/۸۵ برای نقد فیلم رویای خیس به فرهنگسرای دختران رفتم(الحق که دختران ۹۸٪ دختر بودن ۱٪پسر در مورد اون یه درصد باقیمونده هم نپرسید لطفا! چون همون طور که حرف حساب جواب نداره حرف بی حسابم سوال نداره!!!) خلاصه خانم درخشنده بیش از اندازه خوش فکر و مردمی هستن .از بازیگرا هم اون پسر نه چندان خوشتیپ (محمد رضا غفاری) هم اومده بود که دخترا تقریبا خودشونو هلاک کردن واسش یه دختره ازش پرسید ازدواج کردی؟ گفت نه یه مرده هم به مسخره گفت قصد ازدواج داری؟ پسره هم گفت بله(با اجازه بزرگترای جمع البته!!!)اونقدر خر کیف شد طرف که انگار برای بازی در فیلم تی تاپ از آن تو ازش دعوت شده!!! خلاصه جلسه با گفت و گوی والده با خانم درخشنده در مورد فیلم و شخصیت پردازی و مشکلات بغرنج نوجوانان ادامه یافت. البته افسانه پاکرو(بازیگر) و مینو فرشچی(نویسنده) و فلور نظری(بازیگر) هم از مهمانان برنامه بودند.

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 19:52  توسط آناهید  | 

میگن صدای محسن چاوشی مجوز نذاشت واسه همین از روی فیلم سنتوری برشداشتیم .اصلا مگه صدای آدم هم باید مجوز داشته باشه؟؟!!یعنی صدایی که مجوز ندارد میتواند تو حموم واسه خودش بزنه زیر آواز یا سر کوچه واسه رفیقاش بخونه؟یا ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 11:43  توسط آناهید  | 

بچه ها دیدین زلزله اومد.من که با نهایت شجاعت و دلاوری وایسادم و مقاومت کردم هیچم نترسیدم!!!! بعدم اومدم تو نت این پست آخر عمریو بذارم.اما بی شوخی چقدر خدا با انصافه لا اقل قبل از زلزله یه پیش لرزه ای چیزی میاد که حواستو ایضا خودتو جمع کنی اما امان از وقتی که ما بخوایم یه بلایی سر هم بیاریم آنچنان به طرف شبیخون میزنیم که بیچاره نیم ساعت بعد از مصدومیت به عمق فاجعه پی میبره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 19:42  توسط آناهید  | 

سلام

سلامی به وسعت همه شب بیداری های امتحان نهایی.وبه گرمی تبی که کردیم از سختی های مکرر امتحانات محترم و کوفتی.

آقا ما بالاخره از دست این امتحان نهایی با موفقیت و معدل ضایع احتمالا ۱۷وخورده ای خلاص شدیم.آنقدر ما را بسی نشاط رفت که در راه خانه کم مانده بود از سر ذوق مفرط مبادرت به بوسیدن همگان اعم از boyوgirlبنماییم.که البته با اقدامات منع کننده ی والده به راه راست هدایت شدیم و مانند یک دختر نجیب و خانواده دار سرمان را پایین انداخته و به منزل مراجعت نمودیم و اکنون نیز بسی خوشحال هستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 16:48  توسط آناهید  | 

ای بابا خوب یه نظری چیزی بدین آدم بدونه چیا میخواین بذارم تو وبلاگ.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 13:11  توسط آناهید  | 

فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران در سال ١٣٥١.
شروع فعالیت هنری به عنوان پیش پرده خوان.
عزیمت به آلمان در سال ١٣٣٢.
تحصیل در مدرسه شبانه تاتر و سینما در هانوفر.
بازگشت به ایران در سال ١٣٣٧.
مشارکت در دوبله فیلم و استخدام در اداره هنرهای زیبای ایران در سال ١٣٣٨.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در نقش کوتاهی در فیلم "واریته بهاری" (پرویز خطیبی) در سال ١٣٢٨.
نمایش "گاو" نوشته غلامحسین ساعدی با بازی او و علی نصیریان و دیگر هنرمندان تازه کار اما بااستعداد آن زمان داریوش مهرجویی را وادار کرد تا از روی این نمایشنامه و با همان اکیپ گروه بازیگری، فیلم "گاو" را بسازد. فیلم "گاو" ساخته شد و بازی عزت الله انتظامی شد یکی از بهترین نقش آفرینی های تاریخ سینمای ایران.
انتظامی پس از انقلاب و بخصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقش ها به بهترین نحو ممکن ظاهر شد. بازی او در فیلمهای "حاجی واشنگتن"، "اجاره نشینها" ، "گراند سینما"، "هامون"، "بانو" ، "خانه خلوت" ، "ناصرالدین شاه اکتور سینما" ، "روز فرشته" ، "روسری آبی" ، "خانه ای روی آب" و "گاوخونی" اوج هنرنمایی او در کارنامه سینمایی اش است.
او برای اولین بار با مسعود کیمیایی یکی از کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران و در سن 79 سالگی در فیلم "حکم" همکاری کرد. شاید نقش "رضا" در فیلم "حکم" یک دن کورلئونه باشد. فیلمی که شاید حال و هوای "پدرخوانده" را برایمان زنده کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 19:15  توسط آناهید  | 

 اکران سنتوری!!!!

پروانه‌ي نمايش «سنتوري» داريوش مهرجويي از سوي اداره‌ي كل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي صادر شد. گفته‌ مي‌شود: فيلم با صداي بهرام رادان پروانه‌ي نمايش گرفته است.
«سنتوري» كه هجدهمين فيلم داريوش مهرجويي است كه با بازي بهرام‌رادان، گلشيفته فراهاني، مسعود رايگان، محمد سلوكي و نسرين مقانلو مقابل دوربين رفته است. تورج منصوري در مقام مدير فيلمبرداري، رضا درميشيان دستيار كارگردان، محمدرضا شريفي‌نيا: مجري طرح در «سنتوري» همكاري داشته‌اند. پخش‌كننده‌ي اين فيلم هدايت فيلم پيش از اين اعلام كرده بود: با دريافت پروانه‌ي نمايش فيلم «سنتوري» را اكران خواهد كرد.
پيش‌بيني مي‌شود اين فيلم اوايل تابستان به نمايش درآيد. تهيه كنندگان اين پروژه، داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند هستند و همچنين اردلان كامكار موسيقي آن را ساخته است. كامكار پيش از اين درباره‌ي آهنگ‌هايي كه توسط شخصيت نوازنده‌ي سنتور در فيلم نواخته مي‌شود، گفته بود: با هنرپيشه اين نقش براي فيگورهايي كه بايد داشته باشد كار شده ضمن آنكه صحنه‌هاي كلوزآپ نواختن سنتور از دست خود من گرفته خواهد شد.
مهرجويي نيز ويژگي «سنتوري» را موضوع اعتياد و به كارگيري مقوله موسيقي، درآن دانسته بود. نسخه جديد «سنتوري» با دو ترانه جديد (كه در نسخه جشنواره به دليل تقارن با ايام سوگواري محرم از فيلم حذف شده بود) و البته با صداي «بهرام رادان» مجوز نمايش عمومي گرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 14:59  توسط آناهید  | 

سلام

داشتم تو وب میگشتم یه مطالبی دیدم در مورد شب شیشه ای که با وجود انتقادات وارده به اون احساس کردم دیگه بعضیها خیلی جوگیر شدن و هر چی میخوان میگن .بابا دیگه اینجوریها هم نیست.در کل و جدا از بعضی اشتباهات فاحش در اجرا آمار بینندگان و مهمونایی که دعوت میکنه نشون میده تونسته موفق عمل کنه!!!

(امان از این افراط ایرانی ها)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 14:57  توسط آناهید  | 

یه بیوگرافی کوچولو از باران کوثری عزیز


سینما پارس دات کام : باران كوثري فرزند جهانگير كوثري ( تهيه كننده و از فوتبالیستهای قدیمی) و رخشان بنی اعتماد (کارگردان ) متولد ۲۵ مهر سال ۱۳۶۴ است و بر خلاف شایعات مجرد است و می گوید برای ازدواج مقدماتی لازم است که برای او هنوز زود است ...... دیپلم رشته هنر دارد و تا بحال کنکور نداده است ...... اولین کار سینمایی وی (بهترین بابای دنیا ) به کارگردانی داریوش فرهنگ بود که او فقط ۵ سال داشت او اولین کار مشترکش با محمد حسین لطیفی (خوابگاه دختران ) بود و بعد از آن صاحبدلان روز سوم که بخاطر فیلم روز سوم و البته خون بازی در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن را از آن خود کرد ..... وقتیکه لطیفی با بارن تماس گرفت برای همکاری باران بدون چون و چرا پذیرفت ..... سینما پارس دات کام ..... باران به پیشنهاد مادرش ۱۰ روز قبل از بازی سریال صاحبدلان چادر سرش کرد ..... نگار جواهریان از دوستان صمیمی باران است که در فیلم خوابگاه دختران همبازی وی بود ..... پگاه آهنگرانی - باران کوثری - نگار جواهریان - کیمیا بابائیان از دختران نو پای تلویزیون و سینمای ایران اند که باران از بین تمام دوستانش پیشرفت چشمگیری کرد ..... باران عاشق تنیس است و بسیار دختری لجباز !!!! در نسل جادویی با هدیه تهرانی همبازی بوده که هنوز اکران نشده .... در نسل جادویی برای نقشش تلاش بسیاری کرد تا فانتزی از آب دربیاید ..... در حین تولید صاحبدلان چند روزی به سوئد رفت ..... اعتماد به نفس بالایی هم دارد ..... عاشق فیلمسازی است ..... خیلی دوست دارد با داریوش مهرجویی کارکند ..... می گوید در ۲۵ امین جشنواره کاندیدا شدن حقش بوده ولی از گرفتن سیمرغ جلوی رقیبانش و کاندیدای دیگر خجالت میکشد ..... بدلیل نبودن امنیت مالی در بازیگری پدر و مادرش مخالف بازیگر شدن وی بودند ..... بارن دو خواهر زاده ی نا تنی دارد !!! .... عمه ی باران فریبا کوثری هم از اهالی هنر است ..... برای بازی نقش دینا یکسری کتابهای مذهبی و احکام خواند ...... مادرش خواهر خوانده ی گلاب آدینه است ....
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 0:7  توسط آناهید  | 

http://zeddonaghiz.blogfa.com/ به این وبلاگ حتما سر بزنید.
+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 23:57  توسط آناهید  | 

به نام خدا
شب شیشه ای بی ربط ترین اسمی بود که میشد رو این برنامه گذاشت!!!بهتر بود اسم این برنامه را شب هجومی میگذاشتند.گویا امر به مجری محترم برنامه مشتبه شده و خیلی چیزها را اشتباه فهمیده .کاش کسی بود که فرق صمیمیت با مهمان و بی ادبی و حمله به شخصیت مهمان را و تفاوت صراحت بیان و متهم کردن مهمان را به او توضیح میداد.این آقایی که این چنین گستاخانه در مورد مهمانان حرف میزند و نقل قول دروغ میکند انهم در کمال بی شرمی و بی توجه به اینکه هزاران نفر برنامه ی رادان را دیدند یادش نرود که زمانی که بهرام رادان سیمرغ نخست را از جشنواره گرفت.همین رشید پور مجری داشت برنامه ی صبح بخیر ایران را اجرا میکرد و با حالتی مضحک جوکهای ارسالی میخواند و از خنده ریسه می رفت.کاش رشید پور به حرف رادان گوش داده بود و سعی میکرد در حرفه اش بهترین باشد.و کاش بدانیم چه کاره ایم و جایگاهمان کجاست و ((از کجا آمده ایم))!!! و ((اعتماد به نفس کاذب)) نداشته باشیم.
+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 23:28  توسط آناهید  | 

سلام.من آناهیتا  هستم.
متولد 19/5/69
یعنی 16 سال و چند ماه
میخوام با کمک شما و نظراتتون در مورد هر مطلب هنری یا سنمایی و همچنین عکسایی که میخواین براتون بذارم.
+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 22:35  توسط آناهید  |