تبليغاتX
سینما و هنر

سینما و هنر

سلام

طبق معمول بعد بيست سال آپيدم.

اگه يادتون باشه بنده عرض كرده بودم كه از اين به بعد بيشتر پستام مربوط به جشنواره ست.بله ديديم چقدر همشون مربوط به جشنواره بودن.به هر حال ضايعگي هم عالمي داره ديگه.به قول معروف(معروف؟!)لذتي كه در ضايعگي هست در نا ضايعگي(ضايع نشدن) نيست.اصلا آدمي با ضايع شدن زنده ست.باور كن...

بذاريد مثال بزنم:مثلا زماني كه قرار باشه 3مرداد 1386(مثلا!)يه چيزي اكران شه.بعد مثلا تو كه خواهر كوچيكتر يه نفري- با كلي التماس و عجز و لابه و رشوه دادن- خواهربزرگترت رو كه مثلااسمش ميتونه آناهيتا باشه راضي كني كه تو رو با خودش ببره كه اون چيزي رو كه قراره اكران شه ببيني(براي مثال عرض ميكنم!!)بعد خواهرت با كلي ناز كردن بله رو بده(!)

بعدش به طور كاملا اتفاقي -تاكيد ميكنم خيلي اتفاقي!واقعا اتفاقي!جدا اتفاقي- اصولا اتفاقي!اصلا بذاريد راحتتون كنم شرعا اتفاقي!!!!اون چيزه اكران نشه .جالب اينكه قبلش جلو همه قميش(؟) بياي كه: اي واي من ميخوام برم سانس اول اكران و اولين روز اكران در يه سينماي مبهم اين چيزه رو ببينم.بعد يه فاميلي بياد بعد ماه ها بگه:راستي چيزي ديدين؟ بعد تو هم به خاطر ضايعگي بیش از حد روتو(رويت را)بكني به ديوار براش سوت بزني.

البته اين مثال يه مقدار تخيلي بود ونتيجه ي اخلاقيش اينه كه تا زماني كه از اكران شدن يك چيز مطمئن نشدين راجع بهش حرف نزنيد!درسته كه ضايعگي لذتي وصف ناپذير داره ولي هر چيز خوبي هم زياديش ضرر داره.

بگذريم...

راستي يادم رفت بگم صاحب وبلاگ( آناهيتا )در حالي كه با جديت تمام و سختكوشي تحسين برانگيز ناخوناشو ميجويد به همه دوستان قديمي سلام رسوند.اين بيچاره هم كه از كنكوري بودن فقط ناخون جويدنشو ياد گرفته.آخ...غلط كردم!نه مثل اينكه محبت كردن به منو هنوز فراموش نكرده .گرچه من قبل از اينكه چشم باز كنم يعني تقريبا از يك روزگي از محبت هاي دردناك و نيشگون هاي محبت آميز ايشون كه اون زمان دو سال و نيمه بودن بهره مند ميشدم.مثل زماني كه من يكي دو روزه بودم و بابام در حالي كه منو بقل كرده بود به طرف آناهيتا رفت تا خواهرشو (من رو)نشونش بده و ايشون در كمال محبت پستونكي رو كه در دست داشتن در دهن بنده چپوندن و فرياد زدن واااي چقدر زشته!در حالي كه من اصلا زشت نبودم.يا مثل موقعي كه بنده ده روزه بودم و ايشون زيپ گهواره رو روي من كشيدن به صورتي كه داشتم خفه ميشدم و نهايتا يكي از بستگان فهميد و نجاتم داد .از اين چيزا اگه بخوام بگم بايد يه طومار بنويسم بنابراين ...بيخيال!

ضمنا علت اينكه توي اكثر پست هام به سنتوري اشاره ميكنم اينه كه خواهر اينجانب در يكي از ياد داشت هاشون در وبلاگ گفته بون:عمرا بيخيال سنتوري نميشيم عزيزان سنگ انداز! .منم براي اينكه ايشون ضايع نشن مجبورم توي همه پستا يه چيزي راجع به سنتوري بنويسم.

بعد كلي جستجو دو تا خبر قابل نوشتن و خسته نكننده(!)و البته كوتاه يافتم كه راجع به دوتا ستاره خوب سينماي ايرانه.


بهرام رادان در ((بي پولي))!

بهرام رادان براي بازي در ((بي پولي))فيلم جديد حميد نعمت ا.. قرار داد بسته.فيلم برداري بي پولي از اواخر امسال يا احتمالا اوايل سال 87 شروع ميشه.

و مثل اينكه قراره نقش اصلي روايفا كنه.

فيلمنامه ي بي پولي توسط خود نعمت ا.. نوشته شده.وخلاصه ي داستان اينه:"بي‌پولي" داستان يك زوج است كه زندگي نسبتا راحتي دارند، اما در اثر اتفاقي مرد بيكار مي‌شود. در ابتدا موضوع را خيلي جدي نمي‌گيرد و تصور مي‌كند با موقعيتي كه دارد دوباره كارش درست مي‌شود و موقعيت بي‌پولي را رد مي‌كنند، اما اين دوران طولاني و زندگي پيچيده مي‌شود.

مسلما حميد نعمت ا.. يكي از كارگردانان خوب سينماي ايرانه وبا حضور رادان كار بهتر هم ميشه.اميدوارم مثل بوتيك عالي از آب در بياد

منبع:ايسنا


((حيران )) بنی اعتماد با حضور باران كوثري خسرو شکیبایی ومهرداد صديقيان كليد خورد

حيران اولين فيلم بلند سينمايي شاليزه عارفپورروزيكشنبه 23 دي ماه با حضور باران كوثري و به تهيه كنندگي رخشان بني اعتمادجلوي دوربين رفت

باران کوثری، مهرداد صدیقیان، خسرو شکیبایی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی، فوژان عارفپور، محسن و پارسا مکاری و احمد یاوري شاد بازيگراي حيران هستن

اينم خلاصه ي داستان:

.ماهی دختر روستایی با حیران مهاجر جوان افغانی آشنا می‌شود و با وجود مخالفت خانواده با او ازدواج می‌کند؛ پیوندی که پیامدهای بسیار دارد.
.

اميدوارم اين فيلم با حضور بازيگراي فوق العاده اي مثل باران كوثري و مهرداد صديقيان و حضور يكي از بهترين كارگرداناي سينماي ايران رخشان بني اعتماد در مقام تهيه كننده كار خوبي از آب در بياد.(چقدر من مهربونم! همش دعا میکنم همه فیلما خوب از آب دربیاد)

منبع: خبرگزاري مهر

ببخشید اگه کم بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 14:56  توسط ماندانا  |